مثلا شعر

بگذار

لحظه ها راه خود را باز کنند

از جایی حوالی نبودنت

چه فرقی می کند؟

وقتی من هنوز

لبریز می شوم

از حسی ناشناخته

آن زمان که

عاشقانه هایم

نرم می خزد

میان خطوطم

لای شعرم...

/ 10 نظر / 5 بازدید
نسیم

شنبه 17 مرداد1388 ساعت: 21:21 توسط:میم. قاف قشنگ بود...

نسیم

شنبه 17 مرداد1388 ساعت: 23:8 توسط:... عاشقانه ای زیبا بود . [گل]

نسیم

یکشنبه 18 مرداد1388 ساعت: 0:37 توسط:آیات زمینی مثلا گل ولی بیشتر از مثل بود [گل]

نسیم

یکشنبه 18 مرداد1388 ساعت: 7:8 توسط:عرفان خب اگه این شعر نباشه باید در تعاریف شعر تجدید نظر کرد

نسیم

یکشنبه 18 مرداد1388 ساعت: 13:41 توسط:فاطمه واقعن نرم لیز خوردن وسط مثلن شعرت... ... زیبا بود...

نسیم

یکشنبه 18 مرداد1388 ساعت: 15:32 توسط:امیرحسین معرکه...

نسیم

سه شنبه 20 مرداد1388 ساعت: 0:47 توسط:بچه های باحال یک رشته بگذار لحظه ها راه خود را باز کنند از جایی حوالی نبودنت چه فرقی می کند؟ لحظه ها خود ما را از سر راه بر میدارند. چه فرقی می کند بودن یا نبودن. شاید فرقش اینست که چطور مارا از سر راه بر میدارند خوب گفتی

نسیم

سه شنبه 20 مرداد1388 ساعت: 9:8 توسط:حدیث هنوز هم ولوج کانسپت ایده دغدغه را یاد من می اندازد!

نسیم

سه شنبه 20 مرداد1388 ساعت: 9:9 توسط:حدیث از ایده تا فرم! [گل]

نسیم

سه شنبه 20 مرداد1388 ساعت: 16:41 توسط:داروگ چقد اين پست پايينو دوس داشتم! اشكم دراومد ولي