راه من

عذاب آورش فقط اینجاست که کسی باور نمی کند راهم را عوض کرده باشم. همین جور بی هوا زده باشم زیر همه چیز و رفته باشم. پدرم می خواهد دوباره بروم دانشگاه درس بدهم، دکترا بخوانم و به قول خودش آینده ام را بسازم. یاد گرفته ام که بحث نکنم، توضیح ندهم، قانع نکنم. اما دلم می گیرد وقتی می بینم عشق من برای اطرافیانم هیچ چیز نیست. دلم می گیرد وقتی کسی نیست منِ اینجوری را دوست داشته باشد. انگار دیگر نمی توانند به من افتخار کنند و همین دلخورشان کرده. همین که وقتی در جمعی اند مِن و مِن می کنند که نسیم خسته شده بود دارد استراحت می کند و مدل زندگی این روزهای من را موقتی می دانند. از حرفهای اطرافیان که حیف این همه درس خواندن نیست، پس درس خواندی برای چه؟ از این که وادارم می کنند به زندگی دو دو تا چهارتایی که من ازش متنفرم. نه اینکه تن بدهم، نه. اما این شکی که می اندازند به دلم می ترساندم. اینکه پشتم خالی است، اینکه بی حمایت در راهی می روم که خودم هم انتهایش را نمی دانم و کسی نیست که بگوید برو من هستم، همین قدر مطمئن، همین قدر تکیه گاه. نمی توانم که برای همه دنیا توضیح بدهم. از من برنمی آید. فقط دارم به روبرو نگاه می کنم، لبخند می زنم و سعی می کنم رویاهایم را زندگی کنم ...

         - داشتم اینها را می نوشتم اس ام اس آمده برایم. " گرچه شب تاریک است ... دل قوی دار، سحر نزدیک است"  دلم را گرم کرد این همزمانی. انگار نیرویی دستش را گذاشته باشد پشتم. حس کردم کسی، جایی حواسش به من هست ...

/ 15 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

آره حواسش هست...می فهممت دحتر. چهارشنبه ها باش..باش تا ببینی چقدر مثل تو زیاده

آنیما

فقط همین و بدون که تو مسیری که توش هستیم خیلیامون داریم سعی می کنیم علیرغم تمام فشارها و سختی ها راهی رو بریم که دوستش داریم.فقط بدون که تنها نیستی کسانی هستند که حالت رو درک می کنند

مهیار شیرزاد

هر وقت توی یه موقعیت سخت قرار میگیرم که انگار رویاهام دیگه واقیعت نمی شن و تا الان داشتم بوق میزدم تو ذهنم یاد صدای شاملو میفتم که می گفت:رویاهاتو از دست نده...... صداش همش تو گوشم میپیچه این روزا...این روزا که کلکسیونی از شکستم......

سایه

قشنگ حس کردم چی گفتی دقیقا به همین حست دچارم.....اینکه زیر بار فشار اطرافیان و آرزوهاشون مرت خم بشه

گیتی

مثل همیشه.....................زیبا

مرتضی

به همون چیزی که یقین داری عمل کن ... و اون چیزهایی رو که نمیخوای از دست بده ...

ایریس

زندگی یه خط مستقیم نیست که مراحلشو به ترتیب طی کنی...

candle

خب من با این پستت اشک ریختم نسیم ... این که اون تکیه گاهه نیستش ، نفس منو می گیره ...

sk

دکترا برای کی؟ ببخشیدا ولی به قول فروغ کدام قله؟ کدام اوج؟ زندگی ت را بکن عزیز گرامی. بگذار به دلبخواه خودت زیسته باشی برو . باشد که تکیه گاه خودت را هم در همین راه رودررویت بیابی. رویش امید باشد و شادمانی..

کتایون؟

مگر نه اینکه راهِ "من" و نه راه "دیگران"؟ چه حس قویی داری.. نه تنها کسی که کسانی همیشه حواسشان به تو هست.. در هر حالی و بی هیچ داوری دوستت دارند و همیشه بهت افتخار می کنند.. کمی فکر کنی به یادشان می آوری.. [گل]