تو، او، هیچ

شعرها رفتنی اند

تو رفتنی ای

جهان رفتنی است

من می مانم

              و بلندترین جاده سنگفرش دنیا

راه شیری را دور خواهم زد

و کنار تاریکترین سیاره

ستاره کم سویی می شوم

کشف ناشدنی

                دور

                      کوچک

سوسو خواهم زد

و دل سیاره روشن خواهد شد

مدارها به دور ما خواهند چرخید

و من اولین شکوفه را در جهان تازه خواهم کاشت ...

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد(دل نامه)

سلام خدمت شما دوست عزیز. بخت یار من شد و گذرم به پنجره ی قاب شما افتاد و سعی کردم در حد امکان بخوانمتان، و چه خوشحال شدم از این سعی چند دقیقه ای خیلی زیبا و روان مینویسید، از پست حرفهایی از ته دلتان خیلی لذت بردم ، البته بیشتر از بقیه، پست آخرتان هم زیباست و رشار از جاودانگی، به نگاهتون در این شعر قبطه میخورم. ایکاش پنجره نگاه من هم شسته میشد، ایکاش میتوانستم جور دیگر ببینم، و ایکاش و ایکاش ایکاش. باز هم فرصتی شد خدمت میرسم تا دلی تازه کنم. شاد باشید. [گل]

علیرضا

شعر چون می آید ، آدمی میماند . شعر یعنی هستی شعر یعنی امًید ! و مبادا که ببرً ی از خود تو امید ما را ... """"" به اميد اظهار نظرت روی آخرین پستم .

رامين

كاش ميشد اولين كسي باشم كه اولين شكوفه را بچينم و به زلف اولين كودك بياويزم تا او را بخندانم...

سهيل

سلام دوست عزيز وب قشنگي داريد خوشحال ميشم به منم سر بزنيد واگر تمايل به تبادل لينك با ما را داريد لطفا ما را با نام شعر طنز عاشقانه لينك كنيد وبهم خبر دهيد تا سريع شما را لينك كنم حتما خبر دهيد تا لينك شويد با تشكر خدا نگهدار

رضا

چرا دیگه هیچی نمینویسی ولوج؟؟؟؟؟؟ بنویس جوهرت خشک نشه...بنویس... از نشاط از گم شدن خیالی دور که مردم به آن شادی بی سبب میگویند...بنویس.

علیرضا

کلا وبلاگت خوبه این شعرو خودت گفتی ؟ بی مفهوم سرد و بی قافیست اما خودت کمی پیچیده ای کمی ساده ترباشی در دسترس ترت میکنه

کوچه نادری

یعنی بلندترین جاده سنگفرش دنیا به کجا میرسد نسیم جان؟