شعرخوانی ها - دو

این سترگِ ارغوانیِ شراب
مــــــــــرا راهی نیست
من به بوی سیگار تو
عاشقـــی ها می کنم
من از تو می نویســــم
تو هر که را دوست داری بخـــوان ...
من پیاده ی تـــو ام
تجریش ُ شریعتیُ نوابُ صیادُ هنگامُ شب آ هنگام تو ام
من انقلاب توام
چمران نه ..هفت تیر خورده ی تو ام
مـــن به تنهایی
طــــهرانِ تــــو ام
هــر چه شیراز بروم ُ بزنم
به لب تر کردنی از تو
نابــــــ اَم نمی کند
خرابـــــ اَم نمی کند

سجاد افشاریان

نمایشنامه نویس است و بازیگر و صد البته شاعر. این شعرش را در انتهای نمایش "صد سال پیش از تنهایی ما" با صدای خودش خواند. اگر نمایش را دیده اید، بدانید و آگاه باشید آنکه سیامک صفری از بین جمعیت کاغذ را داد دستش تا شعر را بخواند تماشاگر نبود، نویسنده کار بود و شاعر این قطعه ...

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داروگ

سلام نسیمی! خوبی؟ داشتم بلاگ خودمو زیر و رو میکردم .. کامنتا رو میخوندم دلم هواتو کرد کلی هوای روزایی که دور هم بودیم خوش به حالت این روزا چقد خوبه سینما و تئاتر و ... ایشالا همیشه دلت خوش باشه. من که گمون نمی کنم اینجا برام یه روز بشه مث شهر خودم :( که بشه یه وقت دلم بخواد و برای خودم پاشم برم پارک یا سینما یا تئاتر

anima

چه کرد این شعر ...[گل]

محسن محمدپور

من سنگفرش خون آلوده امیر آباد توام تهران نو ، طهران قدیم من آزادی توام..

محیا

هفت تیر خورده ی توام ... خیلی شعر زیبایی بود

مسی

اولش فکر کردم سراغ شعر نوشتن اومدی نسیم جان

علیرضا

سلام خیلی زیبا است .... إ و البتًه سور رئالیست

علی

تا عمق معنی این شعر می روم. آنجا که تمام وطن را دارد معنا می کند در حضور او. آنجا که می داند اگر عزیز باشی همیشه از وطن وجای جای آن عزیزتری. همین که غربت کلماتش را به شعر تبدیل می کند تماشاگر نیست. هیچ کداممان تماشاگر نخواهیم بود.

آرش سرزمین عجایب

آتش زدن بدی ها،پریدن از سختی ها و روشن کردن عشق و خوشبختی ها در چهارشنبه سوری مبارک [لبخند]