ولوج

کلماتم را بر باد می نویسم. بازگویشان کنید اگر خواستید اما منبع را هم ذکر کنید

کاش "آخ" پایان کار نباشد
نویسنده : نسیم - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸
 

اسمش هرچه که هست؛ خلاقیت، جسارت، عبور از خط قرمز؛ یک موقعهایی آدم را می ترساند. می ترسی هنرمندت هرچه که دارد را خرج کند و چیزی باقی نگذارد برای انتظارهای بعدی، برای مزه مزه کردن اشتیاق روزهایی که ببینی این دفعه چه جادویی در انتظار توست. که یادش برود اگر خلاقیتش را تمام و کمال خرج کند اگر دستش خالی شود بعدش یا به تکرار می رسد یا ابتذال. در بهترین حالتش آثاری خلق می کند که هرکدام به تنهایی می توانست شاهکار باشد اگر قادر بود زمان آن خلاقیت تام و تمام را مدیریت کند. برای همین است که همیشه با خودم فکر می کردم اگر جای میکل آن‍‍ژ بودم حتماً "داوود" را نگه می داشتم برای روزی که دیگر حرفی باقی نمانده باشد. به خدا حیف "موسی" است یا میدان "کاپیتول" و حتی آن نقاشی "صحنه رستاخیز" وقتی "داوود" این طور سایه سنگینش را انداخته روی تمام آثار بعد از خودش. و یا نگاه کن به آن عکس "مهر مادری"* شرمن که چطور وادارش کرده سکوت کند از بس فکر می کند دیگر بیشتر و بهتر چیزی در چنته اش باقی نمانده. و حالا این آلبوم "آخ" ... کاش چیزی از خلاقیت نامجو باقی مانده باشد ...

*می دانم هیچ کدام از عکسهای شرمن عنوان ندارد. این اسمی است که خودم برایش گذاشته ام.