ولوج

کلماتم را بر باد می نویسم. بازگویشان کنید اگر خواستید اما منبع را هم ذکر کنید

همین جوری...
نویسنده : نسیم - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸
 

دخترک هنوز هم مثل قبل است. هنوز هم کار می کند، هنوز هم دغدغه پایان نامه دارد، هنوز هم وقت کم می آورد. هنوز هم گاهی می خندد، شلنگ تخته می اندازد، سربه سر می گذارد، می زند، می رقصد. هنوز هم همان کارهای قبل را می کند بی کم و کاست...

دخترک را که نگاه می کنی هنوز هم مثل قبل است. فقط دیگر رویا نمی بافد. از بس بلد نیست رویاهایش را مدیریت کند. از بس این رویای آخر که یک هو ، بی هوا شد خود زندگی، خود واقعیت کار دستش داد. آن قدر غرقش کرد که یادش رفت همیشه آدم شروعهای بکر و پایان های افتضاح بوده...

دخترک حالا کز کرده در سکون روزمرگیهایش و دیگر هیچ وقت رویا نخواهد بافت...