ولوج

کلماتم را بر باد می نویسم. بازگویشان کنید اگر خواستید اما منبع را هم ذکر کنید

درباره سپیده "درباره الی"
نویسنده : نسیم - ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸
 

"درباره الی" داستان تنهایی سپیده بود به گمانم. همان دختری که خواهر همه بود. همان که هرکاری از دستش برمی آمد برای همه می کرد، از گرفتن بلیط هواپیما تا پیدا کردن زن. اما به وقت اندوه تنهاترین آدم جمع بود. همان که هیچ کس آغوش باز نکرد برایش. همان که هیچ کس حرفش را نفهمید، گریه اش را نشنید، دلداریش نداد. همان که رها شده بود به امان خدا درست مثل آن دیوار بلوک سیمانی نیمه کاره. همان که همراهش هم همراهش نبود. همان که در صحنه آخر تنهاییش بدجور توی ذوق می زد وقتی تنها نشسته بود پشت میز و همه در ساحل جمع بودند. همان که ...

همان که خاطرات دخترک غرغروی این روزها را ورق زد و یادش انداخت کسی جایی به او هم چنین چیزی گفته بود که :" تو تا وقتی خواهرهمه ای همه تحسینت می کنند اما توقع نداشته باش کسی عاشقت بشه." و این دخترک چه خوب می فهمدت سپیده...