ولوج

کلماتم را بر باد می نویسم. بازگویشان کنید اگر خواستید اما منبع را هم ذکر کنید

از حواشی زنجیره انسانی
نویسنده : نسیم - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸
 

جایتان سبز. دیروز،‌ زنجیره انسانی،‌ انسانی ترین رخداد این سالهای اخیر بود. احترام به حق انتخاب انسانهایی که تا همین دو هفته پیش کوچکترین حق اعتراضی نداشتند. آن هوای حبس شده در سینه هامان را بعد از چهار سال رها کردیم در فضا و این یعنی بودنمان قابل حذف نیست حضرات حتی با شدیدترین تدابیر امنیتی. اگر دوباره پناه نبری به نقاشیهایت و چشمانت را باز کنی برایت خواهم گفت از آن پیرمردی که با وجود پادرد از پارک ساعی تا ونک را پابه پای ما آمد یا از آن زنهای پابه سن گذاشته ای که در حاشیه خیابان ایستاده بودند برایمان دست تکان می دادند و آرزوی موفقیت می کردند. باید بودی و آن بیماران را می دیدی  پشت پنجره های بیمارستان ایستاده و ما را که سکوت کرده بودیم تا مزاحمشان نشویم را با فریادهایشان همراهی می کردند. ماشینها را باید می دیدی در ترافیک مانده بودند اما نه عصبانی بودند نه کلافه و تازه لبخند هم می زدند. اینها می دانی یعنی چه؟ یعنی ایرانم غبار خاکستری این سالها را زدوده از سر و رویش و می خواهد که سرپا بایستد سبز. هرزمان خواسته توانسته و ما به ایرانمان ایمان داریم...