ولوج

کلماتم را بر باد می نویسم. بازگویشان کنید اگر خواستید اما منبع را هم ذکر کنید

آغاز عریانی
نویسنده : نسیم - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
 

خیلی وقت بود این وسوسه همراهم شده بود. اما شهامتش را در خود نمی یافتم. شهامت رو در رو شدن با خودم. با خود خودم

می دانی هرکس حریمی دارد و راه دادن افراد در این حریم شهامت می خواهد و جسارت. می دانی حتی زنی که استریپ تیز می کند هم حریم دارد. وقتی با نگاه سرد و بی روحش به تو چشم می دوزد و تو را مجبور می کند که پشت خطوط بدنش باقی بمانی.که اجازه نمی دهد به قلبش به روحش نفوذ کنی.

اما امروز تمام جسارتم را که در تمام دنیا پراکنده بود جمع کردم و خواستم یک استریپ تیز راه بیندازم البته از نوع روحانیش. اینجا می خواهم روح عریانی را به نمایش بگذارم که سالها در پشت القاب و عناوین مانده بود. اینجا می خواهم خودم باشم فارغ از هرچیز که مرا از خودم جدا می کتد.وقتش است دقیقا همین جا و همین ساعت. می دانم...