ولوج

کلماتم را بر باد می نویسم. بازگویشان کنید اگر خواستید اما منبع را هم ذکر کنید

بعد نوشت
نویسنده : نسیم - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸
 

می دانی اصلا انصاف نیست غلیان احساس من صاف بیافتد وسط این روزهایی که همه چیزش رنگ سیاست دارد. که هی چپ و راست کامنت بگذارید خصوصی که فلانی صبر کن درست می شود کانهو فحش می ماند برای آدمی که منم آن هم از نوع خواهر و مادر. که مجبور شوی بیایی بعدنوشت بنویسی که ای ایها الناس آن پست قبل کاملا شخصی است. هی ربطش ندهید به هر ناکجاآبادی. بگذارید عزاداریش را بکند این دل من. به پیر به پیغمبر زخمش مال خودش است این قدر اجتماعیش نکنید.اندکی صبر و اینها را خودش خوب بلداست اما دردش می گیرد وقتی تو نفهمی هیچ کس نفهمد که در دل من چه غوغایی است. آخر دل است دیگر. نمی فهمد که الان سیاست از هرچیزی واجبتر است. ببخشیدش اما الان در دلش غوغایی است...