ولوج

کلماتم را بر باد می نویسم. بازگویشان کنید اگر خواستید اما منبع را هم ذکر کنید

تولد دو سالگی ولوج یا سگ لرز بزن برادر
نویسنده : نسیم - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٩
 

کسانی در میدان تحریر زیر چرخهای اتوبوس له می شوند، در دانشگاه تهران دیک.تاتورها پشت هم را خالی می کنند، از قاهره پیغام می رسد که گر اگر طبیب بودی برادر من ...  اخبار میلی اما چیز دیگری می گوید.

و من جلوی تلویزیون دستکش می بافم برای خودم خوشرنگ و کثیفهایش را پاک می کنم و نمی دانم چرا اینها خودجوششان که تمام شد جمع نمی شوند بروند خانه؟ چرا هی ولو اند در خیابان این شبها؟ چرا هی می آیند ماشین آدم را زیر و رو می کنند و گوله کاموای خوشرنگ آدم را پرت می کنند زیر پا و می پرسند تنهایی؟ که آخه الاغ آدم اگر تنها نباشد که دستکش نمی بافد. شال گردن می بافد آنهم نه برای خودش. نمی فهمند که اینها را. همین است که سرگردان خیابانهای سرد شهرند از ترس ما که لمیده ایم کنار آتش بخاری، قاطی کامواهای رنگی. همین است که آنها همه اش دنبال عکس می گردند که این و آن را به هم وصل کنند و شاهد از غیب بیاورند و ما ذوق می کنیم از اخبار قاهره . برای اینکه آنها نمی فهمند آنچه محو می کند دیک.تاتورها را برق نگاه آدمهاست و شوقشان برای ادامه زندگی، نه "مرگ بر"هاشان. و آنها نمی فهمند زندگی یعنی همین آتش بخاری، همین کامواهای رنگی، همین دوسالگی ولوج آچقالی من. یعنی ببین، من هستم بی فریاد "الموت" . یعنی همین که من پر از زندگی برای ولوجم تولد بگیرم و آنها کف خیابان سگ لرز بزنند ...


 
 
خزغبلات یک ذهن آشفته
نویسنده : نسیم - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٩
 

دلم تاب عاشقانه می خواهد بین زمین و زمان

نمی شود که بتابی مرا

یک سر این قصه دست خدایی است

           - که از رگ گردن به من نزدیک تر است./؟ -

سر دیگرش زیر پاهای توست

           - که ته دورترین جاده عالم ایستاده ای -

و من بی تاب سیب گلویت

به اندازه حوا کافرم ...


 
 
امتحان فرح بخش
نویسنده : نسیم - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩
 

   - دیوارتابی را تعریف کنید؟

برگه اول : نوعی تابش ایرانی است که ...

یعنی چه؟ هی می خوانم تابش ایرانی. هی با خودم فکر می کنم من که چنین چیزی نگفتم بهشان، از کجا این را درآورده. اصلا تابش مگر ایرانی، غیر ایرانی دارد. حوصله فکر کردن ندارم.نصف نمره را می دهم و می روم سراغ برگه بعدی.

برگه دوم : نوعی تابش ایرانی است که ...

ای بابا. این دیگر چه صیغه ای است. تمام برگه ها را چک می کنم . به غیر از آنهایی که جواب نداده اند یا کلا خزعبل نوشته اند بقیه همین را مرقوم فرموده اند. معما حل می شود. تقلب کرده اند و یکی از روی جزوه برای بقیه خوانده. فقط مشکل اینجاست  که یا نویسنده جزوه مشکل شنوایی داشته و سر کلاس دیواری را ایرانی نوشته یا خواننده جزوه مشکل بیان داشته بقیه دیواری را ایرانی شنیده اند. همه شان هم کلا پرت یک لحظه فکر نکرده اند این که دارند می نویسند یعنی چه. یا شاید هم فکر کرده اند تابش هم ،بسته به هویت ایرانی- اسلامی تغییر می کند. حالا این وسط یکی از بقیه نابغه تر...

نوشته : نوعی تابش لیوانی است که ...

من از خنده پهن زمین. یعنی همچین دانشجویان نخبه ای دارم من ...